وسیله ایاب و ذهاب جهت آسایش حال خوانندگان محترم تدارک دیده شده . از اینجا بفرمایید لطفاْ .
راستش رو بخواین با این وضعیت لنگ در هوا خیلی دل و دماغ ندارم اینجا بنویسم و میدونم که پست خوبی نخواهد شد . آلاخون بالاخون دنبال خونهی جدید میگردم . قبل از اینکه صاحبخونه با لگد و اردنگی بیرونم کنه میخوام محترمانه کاسه و کوزهم رو جمع کنم و برم . دلایلش رو هم خودتون میدونید . هیچوقت آدمی نبودم که به خاطر انجام شدن یک کار توسط جمع من هم اون رو انجام بدم . بیدلیل دنبالهرو نبودم . خودم به شخصه دارم از بلاگفا میرم به دلیل سرویس افتضاح چند وقت اخیر که هنوز داره کش میاد . بیچشم و رو نیستم و فراموش نمیکنم روزهایی رو که مثل هلو سرویس میداد و حالش رو میبردیم .
دلیل دوم بیاحترامی مسئولین بلاگفا به کاربران و وبلاگنویسها . توهین از این بدتر که بدون هیچ اقدام و اخطاری بیهوا و یهویی وبلاگ ِ طرف رو بپرونن ؟ هیچ جا اینطور رسم نیست . لطف کردین و مدت زیادی سرویس دادین . دست شما درد نکنه . ممنونیم . حالا یه بندهخدایی بنا به دلایلی که برای خودش داره ، درست یا غلط ، میخواد زحمت رو کم کنه . این رسم مهموننوازی نیست . میذاشتین با خاطرهی خوش بره . این مهمترین دلیل من برای رفتن از بلاگفاست .
دلیل دیگهای که قبول ندارم لو دادن آیپی و اطلاعات افراده . چون این کار بارها و بارها قبلاً اتفاق افتاده بود و چیز جدیدی نیست و این روزها دوباره سر باز کرده و مزید بر علت رفتن شده ( بعد از این قسمت ۲ تا پارگراف خفن نوشته بودم ، اما پاکش کردم . گفتم بذار با روی خوش برم ) .
وبلاگم رو خیلی دوست دارم و خاطره هم ازش زیاد دارم . حذفش نمیکنم . به هرحال بلاگفا شده تف سر بالا و دلم ازش حسابی چرکین شده .
یه وبلاگ تو وردپرس درست کردم . یک کلام بگم که ورد پرس یعنی وبلاگ نویسی با اعمال شاقه .
تو بلاگر هم درست کردم . امکاناتش خیلی از اینجا بیشتره و خوبه اما اصلاً به دلم نشست و به نظرم به درد فارسی نوشتن نمیخوره . چون هم وبلاگنویس و هم خوانندهای که میخواد نظر بده اذیت میشه که البته این مشکل در مقابل مزایاش به چشم نمیاد . برای انگلیسی نوشتن بینظیره . اینکه از محیطش خوشم نیومده یه چیز سلیقهایه اما اگر قصد رفتن دارین پیشنهاد میکنم حتماً امتحانش کنید . میشید مشتری پر و پا قرص .
اومدم بگم که تو شلم شوربای رفتن و موندن پرشین بلاگیها و بلاگاسکاییها محکم سرجاشون نشستن و ظاهراً شهر در امن و امانه . خواستم بپرسم اگر اینقدر خوبه و جا خوش کردین ، کدوم یکی از این دو سرویس رو پیشنهاد میکنید تا من هم بیام و به خوشخوشانتون بپیوندم ؟ من رو که میشناسید . یه کدوم رو معرفی کنید که باب دندونم باشه .
پرشین بلاگ یا بلاگاسکای یا شاید بلاگ اسپات ؟
پاورقی :
۱ - امیدوارم این پست و وبلاگ با هم حذف نشه و شما موفق به خوندن این جمله شده باشی . به اینجای خط رسیدن یعنی گره کور وجود داره .
۲ - از این پستم خوشم نیومد . نوشتم که این نفس های آخر نوشته باشم ...
گاهی اوقات بدون اینکه متوجه باشی و ته دلت هوس کرده باشی ، منتظر شنیدن یه حرف ، جمله ، کلمه ، حس یا نگاه هستی تا تو رو با خودش ببره . ببره و پرتت کنه به گذشتهای که نداشتی . دلت میخواسته مثل ورق کاهی بین دفتر قدیمی زندگیت بُر بخوره و بوی اون تو رو برگردونه به خواستههای مبهم و برای لحظهای دورت کنه از باید و نبایدهای زندگی آهنی .
نمیدونم این شعر چه زخمی رو تازه کرد و مرهم کدوم داغ شد . به کدوم ناخودآگاه که حتی خودم ازش بیخبرم برگشت . اما حتماً اولینها و آخرینهای مشترکی با من ِ این روزهام داشته و خوب از چشمش دردهای زخم کهنه رو خونده :
شیشهی پنجره را باران شست
از دل تنگ من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست

